تبليغاتX
کانون بسیج فرهنگیان شهید ایمانی

کانون بسیج فرهنگیان شهید ایمانی

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران

به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسین (ع)

                  سخنان حضرت امام حسین (ع) در شب عاشورا

                                    

أثني علي الله أحسن الثناء و أحمده علي السراء و الضراء اللهم إني أحمدک علي أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن وفقهتنا في الدين و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة و لم تجعلنا من المشرکين. أما بعد، فإني لا أعلم أصحابا أولي و لا خيراً من أصحابي و لا أهل بيت أبر و لا أوصل من أهل بيتي فجزاکم الله عني جميعا خيراً. و قد أخبرني جدي رسول الله(ص) بأني سأساق إلي العراق فأنزل أرضاً يقال لها: عمورا و کربلا و فيها استشهد و قد قرب الموعد.

ألا و إني أظن يومنا من هؤلاء الأعداء غداً و إني قد أذنت لکم فانطلقوا جميعاً في حل ليس عليکم مني ذمام، و هذا الليل قد غشيکم فاتخذوه جملاً و ليأخذ کل رجل منکم بيد رجل من أهل بيتي فجزاکم الله جميعا خيراً و تفرقوا في سوادکم و مدائنکم، فإن القوم إنما يطلبونني و لو أصابوني لذهلوا عن طلب غيري.

حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم.

... إني غداً أقتل و کلکم تقتلون معي و لا يبقي منکم أحداً حتي القاسم و عبدالله الرضيع.

حسين بن علي(عليهما السلام ) نزديک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( يا پس از نماز مغرب) در ميان افراد بني هاشم و ياران خويش قرار گرفت و اين خطابه را ايراد نمود:

" خدا را به بهترين وجه ستايش کرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هايش سپاسگزارم. خدايا! تو را مي ستايم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشيدي و قرآن را به ما آموختي و با دين و آيين آشنايمان ساختي و به ما گوش( حق شنو) و چشم( حق بين) و قلب( روشن) عطا فرمودي و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندي.

اما بعد، من اصحاب و ياراني بهتر از ياران خود نديدم و اهل بيت و خانداني باوفاتر و صديق تر از اهل بيت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزاي خير دهد".

آن گاه فرمود:" جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده مي شوم و در محلي به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت مي رسم و اکنون وقت اين شهادت رسيده است. به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مي دهم که از اين سياهي شب استفاده کرده و هر يک از شما دست يکي از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوي آبادي و شهر خويش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند با ديگران کاري نخواهند داشت، خدا به همه شما جزاي خير و پاداش نيک عنايت کند!"

                                                                                                       منبع: تبیان
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 16:2  توسط اسماعیل کارگر  | 

عید غدیر خم عید ولایت بر شما بسیجیان مبارک

غدير در کلام امير

 در دوره خلافت و حاکميت علي بن ابيطالب عليه السلام، روز عيد غديري  با جمعه مصادف گرديد . امام در آن روز خطبه اي مفصل ايراد فرمود و مباحث عميق و ارزشمندي در توحيد و نبوت و امامت بيان داشت .

ايشان نخست به حمد و ثناي خداي متعال پرداخت، صفات ربوبي اش را برشمرد، نعمت هايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالي امروز دو عيد بسيار بزرگ ( جمعه وغدير) را در يک زمان براي شما قرار داده است؛ دو عيدي که هر يک فلسفه وجودي ديگري را تکامل مي بخشد و به وسيله هر کدام هدايت در ديگري اثر بخش مي شود ... سپس فرمود: توحيد و ايمان به يگانگي خداوند پذيرفته نمي شود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد صلوات الله عليه، و دين و شريعت محمد صلوات الله عليه پذيرفته نمي شود مگر با قبول ولايت امر کسي که خدا فرمان ولايتش را داده است، و همه اين امور سامان نمي پذيرد مگر بعد از توسل و تمسک به اهل ولايت .

 

غدير از نگاه مولي الموحدين علي عليه السلام

سپس فرمود: خداوند در روز غدير آنچه درباره منتخب خود اراده کرد بر پيامبرش فرو فرستاد . به او فرمان داد تا ولايت و وصايت را ابلاغ کند، مجال را از کافران و منافقان بگيرد و نگران گزند دشمنان نباشد . روز غدير، قدر و منزلت بسيار دارد، در آن روز گشايش هاي الهي فرا رسيده و حجتش بر همه تمام شده است . امروز روز روشنگري و اظهار عقيده از جايگاه بلند و روشن است، امروز روز تکامل دين و روز وفاي به عهد است .

غدير روز رسول الله (صلوات الله عليه) و مشهود من (علي ابن ابيطالب) است . روز ذلت و خواري شيطان، روز استدلال و برهان است . روز جدا شدن صفوف کساني است که آن را تکذيب مي کردند . امروز بزرگترين روزي است که عده اي از شما از آن اعراض کرديد . روز هدايت و امتحان بندگان خداست . روز آشکار شدن کينه هاي نهفته در دل ها و سينه ها ، روز عرضه نصوص (سخنان بدون ابهام پيامبر) بر افراد مومن و دلباخته است. غدير روز شيث پيغمبر است ، روز ادريس و يوشع و شمعون و ... .

 

منشور علوي عليه السلام در عيد غدير

اميرمومنان عليه السلام در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اي مسلمانان. بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ، امروز(غدير) را عيد بگيريد و با انجام اين امور آن را بزرگ بشماريد:

-  نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيکي و بخشش پيشه کنيد .

-  خدا را در برابر نعمت هايي که به شما ارزاني داشته، شکرگزار باشيد .

-  کنار يکديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير نمايد .

-  نعمتهاي الهي را به يکديگر تهنيت گوييد همان طور که خداوند( در اين روز) با اعطاي اجر و ثوابي بيش از ديگر اعياد ، به شما تبريک مي گويد.

-  با خوش رويي و شادماني يکديگر را در آغوش بگيريد .

-  در هنگام ديدار يکديگر، مصافحه کنيد و به هم تبريک بگوييد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 13:56  توسط اسماعیل کارگر  | 

بيانيه مهم مركز بسيج فرهنگيان تهران بزرگ

بيانيه مهم مركز بسيج فرهنگيان تهران بزرگ

در آستانه برگزاري چهارمين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري و سومين دوره انتخابات شوراي اسلامي

بار ديگر صلابت و هميّت ملت پر افتخار ايران به جهانيان رخ مي نماياند ، بار ديگر لبيك به فرمان ولي امر مسلمين مي گوييم و دل را در طبق اخلاص نهاده و ايران را پر آوازه تر از هميشه مي نماييم .

همانطور كه مي دانيد در آستانه برگزاري دو انتخاب بزرگ رهبري و شوراي شهر قرار گرفته ايم . اهميّت نهاد خبرگان كه به حقيقت بناي استحكام نظام اسلامي و استمرار بخش اصل اساسي ولايت فقيه مي باشد بر كسي پوشيده نيست ، چرا كه مردم با انتخابات افراد خبره ، پشتوانه مناسبي از نظام اسلامي خود خواهند داشت .

نظامي كه مبتني بر آموزه هاي ديني است و بيشترين قرابت و نزديكي را با مردم دارا مي باشد و بر همين اساس نمايندگاني كه وارد عرصه هاي مختلف اين نظام مي شوند بايد اصل خدمتگزاري به مردم را بعنوان محوري ترين استراتژي خود تعيين نمايند ، چون بنابر فرمايش مقام معظم رهبري: « هيچ چيز بيشتر از خدمت صادقانه و پيگيري عالمانه ، مردم را خوشحال نمي كند و فضاي زندگي عمومي مردم را شاداب و پر نشاط نمي سازد . »

اما هميشه استكبار جهاني و نظام سلطه از انتخابات ايران اسلامي به لحاظ وحدت و همدلي مردم ، وحشت و اضطراب داشته اند و به اشكال مختلف ، تمام تلاش خود را براي ايجاد تزلزل بين ملت ايران بكار گرفته اند . غافل از آنكه مردم شهيد پرور ايران اسلامي بويژه جامعه فرهيخته فرهنگيان ، بار ديگر در 24 آذر ماه 1385 با حضور سبز و آگاهانه خود مانند دژي مستحكم در مقابل دسيسه هاي خصم دون ، از دستاوردهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حمايت خواهند نمود و از آنجاييكه آمريكاي جنايتكار با تلاش بي وقفه خود در صدد جلوگيري از پيشرفت ايران اسلامي در عرصه هاي مختلف تكنولوژي ، بويژه فن آوري هسته اي مي باشد ، بسيج فرهنگيان تهران بزرگ حضور در انتخابات را بر آحاد مردم ، بخصوص فرهيختگان فرهنگي ، تكليف و وظيفه ميهني مي داند . و به همراه جامعه فرهنگيان با حضور حداكثري و انتخابي هوشمندانه مشت محكمي بر دهان ياوه گويان نظام سلطه خواهند زد .

منبع: بسیج فرهنگیان تهران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 21:24  توسط اسماعیل کارگر  | 

میلاد با سعادت امام رضا (ع) بر شیعیان آن حضرت مبارک

دعاى امام رضا (ع) بعد از نمازهاى واجب

از آن حضرت روايت شده است كه فرمود: براى روزى خواستن، بعد از هر نماز بگو:
اى كسى كه نيازهاى نيازمندان در اختيار اوست
!
اى كسى كه براى هر درخواست كننده اى گوشى شنوا و پاسخى آماده، و براى هر خاموشى، آگاهى درونى و فراگير دارى
!
از تو مى خواهم ... به حقّ وعده هاى راستت و نعمت هاى ارزشمندت و بخشايش گسترده ات و چيرگى درهم شكننده ات و پادشاهى جاودانه ات و گفتارهاى رسايت
.
اى كسى كه فرمانبرى فرمانبران او را سودى ندهد،

و گناه گناهكاران به او ضرر نرساند،
بر محمّد و خاندانش درود فرست
و مرا روزى عطا فرما،
و در آنچه مرا روزى مى دهى از بخششت، عافيت روزى عنايت كن، به بخشايشى كه دارى اى مهرورزترين بخششگران!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:36  توسط اسماعیل کارگر  | 

فرا رسیدن هفته بسیج بر همه بسیجیان مبارک باد

"بسيج ، مدرسه عشق"

"بسيج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهيدان گمنامي است که پيروانش برگلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاک اسلامي است که تربيت يافتگان آن نام و نشان در گمنامي و بي نشاني گرفته اند. من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي خورم و از خدا مي خواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند. چرا که در اين دنيا افتخارم اين است " که خود بسيجي ام "

« امام خميني (ره) » 

عظيم ترين و ارزشمندترين سرمايه هر جامعه ، نيروي انساني است که اساس تحرک و پيشرفت اجتماع به شمار مي آيد ؛ بديهي است که حيات يک جامعه ، بروز تغييرات و ايجاد فعل و انفعالات در راهيابي به سوي کمال و تعالي ، توسط جوانان صورت مي گيرد و اين واقعيتي انکار ناپذير است ، زيرا جامعه اي که فاقد پويايي ، حرکت و به طور اخص هدفمندي است ، محکوم به جمود ، رکود و سکون خواهد بود.

جوانان مي توانند همچون اهرمي نيرومند ، محرکه اي قوي ، زمينه حرکت و شتاب به سوي فرهنگ و تمدن ، اختراعات و ابتکارات را فراهم آورده ، تکامل اجتماعي ، آسايش ، امنيت ، رفاه و نيکبختي را در جامعه خويش پي ريزي نمايند.

به دنبال پيروزي انقلاب، چون دست غارتگران استعمارگر از ايران قطع شد و منافع آنان به خطر افتاد ، براي حفظ منافع خود ، از هيچ دشمني و شرارت عليه ايران فروگذار نکردند.

در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب ، يکي ازخطراتي که انقلاب نوپاي اسلامي را تهديد مي کرد ، حمله نظامي بود. امام خميني در پنجم آذر ماه 1358، فرمان تشکيل بسيج را صادر و چنين فرمودند :

« بايد همه قوايمان را مجتمع کنيم براي نجات دادن يک کشور ، بايد اگر مسائلي براي ما پيش بيايد ، هر چه هم سخت باشد ، تحمل کنيم .... قواي خودتان را مجهز کنيد ، تعليمات نظامي پيدا کنيد و به دوستانتان هم تعليم دهيد ... مملکت اسلامي همه اش بايد نظامي باشد و تعليمات نظامي داشته باشد ... همه جا بايد اينطور بشود که يک مملکتي بعد از چند سالي که بيست ميليون جوان دارد ، بيست ميليون تفنگدار داشته باشد و بيست ميليون ارتش داشته باشد.»

هنوز يک سال از صدور فرمان امام نگذشته بود که رژيم بعث عراق عليه ايران دست به يک حمله همه جانبه زد. جوانان بسيجي که به فرمان امام در پايگاههاي مقاومت گرد آمده بودند ، با اشاره ايشان به جبهه هاي نبرد هجوم بردند و تا آخرين قطره خون خويش ، ايستادگي و مقاومت کردند.

در طول هشت سال دفاع ، بسيج آن چنان درخشيد که دشمنان اعتراف کردند : قدرتي که در بسيج نهفته توان مقابله با يکايک ارتشهاي کلاسيک جهاني را دارد. وظيفه بسيج فقط به جنگ و مسئله نظامي محدود نمي شود و امنيت داخلي کشور در سخت ترين شرايط يعني دوران فعاليت منافقين و ديگر گروههاي ضد انقلاب نيز به مدد نيروهاي بسيج و پايگاههاي مقاومت حفظ گرديد. در حوادث طبيعي و بلايا ، حضور بسيجيان گره گشاي مشکلات و مايه دلگرمي مردم و مسئولين بوده است. کما اينکه در حادثه اسف بار زلزله رودبار در سال 1369، سرعت عمل و ايثار نيروهاي مردمي در عمليات نجات به حدي بود که خارجيان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسيجيان ، اقرار کردند ، باوجود چنين نيروي کارآمدي به حضور آنان احتياج نيست. اصولاً تفکر بسيجي کارسازترين عامل در سخت ترين ميادين مبارزه بوده است. 

در يک جمله ، بسيج لشکري آماده ، مخلص و همواره گوش به فرمان رهبري است .

 گرامي باد ياد و خاطره، شهداي بسيجي هشت سال دفاع مقدس

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 18:40  توسط اسماعیل کارگر  | 

شهادت حضرت علی (ع) را تسلیت می گوییم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 21:29  توسط اسماعیل کارگر  | 

به مناسبت شبهای قدر

قرآن و شب قدر

در برخي از احاديث آمده است كه راوي به امام جعفر صادق عليه السلام مي‌گويد:

درباره شب قدر، به من اطلاعاتي بدهيد! آيا اين شب، فقط در روزگاران گذشته] مثلا روزگار حيات پيامبر صلي الله عليه و آله[ بوده است ]و اكنون ديگر نيست[، يا اين كه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام مي‌فرمايد: "لو رفعت ليلة القدر، لرفع القرآن" – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نيز بر مي‌دارند.

اين بيان امام صادق عليه السلام اشاره است به فلسفه غايي نزول انسان به زمين. جهان ارضي، از آن رو منزلگاه انسان قرار داده شد، تا انسان در اين منزلگاه، آزمايش شود، و كامل و ناقص، و سعيد و شقي، از هم باز شناخته آيد، و سرانجام، انسان به حركت تكاملي و كمالي بپردازد، و به سوي خدا برود. اين امر مستلزم برقرار بودن جهان ارض است. برقرار بودن جهان ارض، مستلزم حكمت و تقدير، و اجرا و تدبير است، و اين همه مربوط به شب قدر و تنظيم امور، و حضور ولي و حجت است. پس از برقرار شدن اينها همه، كتاب شناخت و عمل لازم است. پس حكمت بقاي جهان ارضي، حركت تكاملي انسان است، در رابطه با كتاب و حجت. و چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد – آري: "… ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا." چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد.


بدينگونه اين بيان امام نيز اشاره است به همان حكمت عميق، و راز عظيم وجود و ارتباط و امتزاج هدايت تكويني و هدايت تشريعي، و رابطه مستقيم "حجت صامت" – يعني: "قرآن"، با "حجت ناطق" – يعني: امام. و اين تعليم، توضيح سخن معروف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است، در "حديث ثقلين"، كه در پيش ذكر شد. در بسياري از متون "حديث ثقلين" اين جمله نيز آمده است:

"لن يفترقا حتي يردا علي الحوض."

- اين دو نهاد گرانبها (كه در ميان امت مي‌گذارم و مي‌روم، يعني: قرآن و امام)، تا روز قيامت، كه در لب حوض كوثر، نزد من باز آيند، از يكديگر جدا نشوند.

در پايان اين بحث، مطلب عظيم ديگري قابل اشاره است و آن مطلب، رابطه علم امام است با "شب قدر" از سويي، و با "قرآن كريم" از سويي ديگر. آيا آن چه از امور و مقدرات، در شب قدر، بر امام عرضه مي‌گردد، و در مرحله تحقق و اجرا، به دست امام اجرا مي‌شود، در چه ارتباطي با قرآن كريم، و آيات، و علوم و كلمات، و اسرار قرآن قرار دارد؟ اين مسئله، از نظر شناخت ابعاد گوناگون قرآن كريم، و بواطن آيات، و قدرت‌هاي نهفته در آنها، اهميت بسيار دارد. خواص واقعي آيات، كه گاه در جاهايي ذكر شده است – به اين شناخت بستگي دارد، و تحقق آن خواص نيز، بيشتر، در گرو پيدا كردن علمي از اين رشته است.

در تاييد اين موضوع، يادآوري اين امر نيز مفيد است، كه مي‌بينيم نزول قرآن در شب قدر بوده است، بلكه در سوره "قدر" و سوره "دخان" نخست سخن از نزول قرآن، در اين شب رفته است، و سپس خود شب قدر و محتوي و حقايق آن بيان گشته است.

علي و شب قدر

امام علي عليه السلام در حديثي كه برخي از مقامات خويش را براي حارث همداني ياد مي‌كند، مي‌گويد: "مرا در شب قدر، همه ساله، نيرويي افزون رسد. و اين در فرزندانم كه نگهبانان دينند، چنان آمدن شب و روز، تا قيامت باقي است."  امام صادق عليه السلام – به نقل از پدر خويش – گويد:

هنگامي، علي عليه السلام، سوره "انا انزلناه" را مي‌خواند، كه فرزندانش، حسن و حسين، در نزد او بودند. حسين به پدرش عرض كرد: اي پدر، وقتي تو اين سوره را مي‌خواني، شيريني و حلاوت ديگري از آن حس مي‌شود؟ ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم. در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و تعيين مي‌گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي‌فرستيم.


حضرت علي عليه السلام فرمود: اي فرزند پيامبر و اي فرزند من! من از اين سوره چيزي مي‌دانم كه تو (اكنون) نمي‌داني. چون اين سوره فرود آمد، جد تو پيامبر صلي الله عليه و آله مرا خواست. وقتي نزد او رفتم، سوره را خواند، آنگاه دست خويش را به روي شانه راست من نهاد و فرمود: اي برادر و وصي من، و اي ولي امت من پس از من، و اي جنگنده بي امان با دشمنان من … اين سوره، پس از من، از آن تو است، و پس از تو، از آن دو فرزند تو است. جبرئيل – كه در ميان فرشتگان او برادر من است – حوادث يك سال امت مرا (در شب قدر) به من خبر مي‌دهد. پس از من اين اخبار را به تو خواهد داد. "و لها نور ساطع، في قلبك و قلوب اوصيائك الي مطلع فجر القائم" – و اين سوره، در قلب تو، و در قلب اوصياي تو، همواره، نوري تابناك خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قائم.

ليله مباركه

شب قدر، در قرآن كريم، علاوه بر سوره "قدر"، در سوره "دخان" نيز مطرح گشته است. در آيات آغاز اين سوره، از نزول قرآن در شب قدر، و تعيين امور بر طبق حكمت، سخن رفته است:

"انا انزلناه في ليلة مباركه، انا كنا منذرين. فيها يفرق كل امر حكيم. امرا" من عندنا، انا كنا مرسلين."

- ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.

در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و تعيين مي‌گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي‌فرستيم.

در اين آيات نيز، سخن از شب قدر و شب تقدير و بركت است، و سخن از نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در اين ليله مباركه، قرآن را فرستاديم. در اين شب، هر امري، بر طبق حكمت، فيصله مي‌يابد، و جدا جدا تقدير و تعيين مي‌شود.

در اين آيه نيز، فعل به صورت مستقبل (يفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، مي‌فهماند كه اين تفريق و تحكيم امور، همواره در چنين شبي انجام مي‌پذيرد.

تنظيم امور، در طول زماني، مستلزم اجمال و تفصيل است، يعني: نخست همه امور را به طور كلي تعيين كنند، و سپس جزئيات آن را در جريان تحقق قرار دهند. فرض كنيد: شما برنامه و مخارج يك ساله خود را، همراه كارها و وظايفي كه داريد، ابتدا در نظر مي‌گيريد و تعيين مي‌نماييد. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعيين شده، به طور دقيق و منظم، عمل مي‌كنيد. اين حقيقت كه لازمه طبيعي نظم و تنظيم است، و مربوط است به "تفريق" امور، يعني: فيصله دهي و جدا نهي يك يك امور و مسائل، در حديثي ياد شده است. در اين حديث، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

قال: "فيها يفرق كل امر حكيم" فكيف يكون حكيما، الا ما فرق … 

خداوند فرموده است: "در اين شب، هر كاري استوار و با حكمت، معين مي‌شود". و چگونه چيزي، استوار و با حكمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه‌ريزي و تعيين شده باشد؟

بنابراين، جريان يافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با اين همه ژرفي و پهناوري، با ميلياردها ميليارد اجزا و افراد، و با ميلياردها ميليارد قانون و ناموس چنين است كه نخست در برنامه‌اي دقيق، و تقدير حكيمانه مقرر مي‌گردد، و سپس در ارتباط با خليفه خدا در زمين (يعني: مجري و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق مي‌رسد. و بدينگونه، اين آيات همه دلالت دارد بر استمرار وجود "حجت خدا" در زمين. و اكنون، حجت خدا در زمين، و واسطه فيض، و ولي مطلق، و به تعبير شيخ بهاء الدين عاملي: "صاحب اسرار خدايي در اين جهان"، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقيقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدي است، صلوات الله و سلامه عليه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلاي او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حديث است كه:

مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا و مسئلت كردن از درگاه خدا و صاحب اين امر، سرگرم است به كار فرشتگاني كه نزد او فرود مي‌آيند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پيش او مي‌آورند …

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 0:55  توسط اسماعیل کارگر  |